معرفی روتور و استاتور

در این مطلب با روتور و استاتورها آشنا میشوید و به درخواست دوست عزیزی که از طریق ایمیل از بنده درخواست مطلبی درباره ی ایرفویل تیغه های توربین یا کمپرسور و محاسبه ی ضریب ها را خواستار شدند در این مورد مطالبی تخصصی و مهندسی را گرد آورده و تقدیم علاقمندان میکنم.
روتور و استاتوردر کل، کمپرسورهای محوری گذشته از جزئیات آنها از دو قسمت بسیار مهم و اساسی تشکیل میشوند که یکی شامل روتورها یا توربینهای گردنده است و دیگری را استاتورها تشکیل میدهند که در دید ظاهری کاملا مشابه روتورها هستند ولی تفاوتهای کاری و محاسباتی دارند. در شکل زیر مجموع کل توربینها و قسمتهای ثابت نشان داده شده است.


همانطوریکه میدانید در کمپرسور محوری حرکت جریان هوا موازی با محور چرخش است. این کمپرسور از تعدادی سطرهای (ردیف های مدور) ایرفویل آبشاری شکل تشکیل شده است. به سطرهایی که به شفت مرکزی متصل هستند و با سرعت بسیار بالایی میچرخند روتور گفته میشود که مجموعه ی توربینهای کمپرسور را در بر میگیرد.


به سطرهای دیگر که ثابت هستند و مانند روتور نمی چرخند استاتور گفته میشود. وظیفه ی استاتور افزایش فشار هوا و جلوگیری از حرکت مارپیچی آن حول محور طولی با یکسوسازی جریان موازی با محور طولی میباشد. شکل بالا فقط روتورها را نشان داده و استاتورهای آن بر روی بدنه کمپرسور نصب شده اند. در پست های پیش تصاویری از آنها را مشاهده کردید ولی در آنجا من آنها را معرفی نکردم. استاتورهای امروزی که در اکثر موتورهای جت مورد استفاده قرار میگیرد استاتورهای متغیر هستند. به این صورت که همه ی پره های استاتور بطور مساوی و موازی با یکدیگر تغییر زاویه داده و میزان کاهش سرعت را تغییر میدهند و با این مکانیزم امکان کاهش سریع دور موتور میسر شده است. در شکل زیر میزان تغییر زاویه را در یک استاتور مشاهده میکنید.


چون در گذشته امکان کاهش سریع دور و تغییر گشتاور در زمان کوتاهی نبود و یک نقطه ضعف برای این موتورها محسوب میشد این مکانیزم ساخته شد. از سمت دیگر عامل مهمتری که باعث ایجاد این مکانیزم شد نیاز به کاهش بیشتر سرعت جریان هوا بود که در سرعتهای بالا به آن نیاز بود. چون در سرعت های بالا که جریان هوا با سرعت وارد موتور میشود باید سرعت آن به قدری پایین بیاید که احتراق پذیر باشد. این مکانیزم این امکان را فراهم میکرد که با تغییر زاویه ی تیغه های استاتور به میزان بیشتری از سرعت هوا کاسته شود. در شکل زیر نمونه ی این مکانیزم مشاهده میشود که دارای بازوهای هیدرولیکی است.


پره های هادی (نازل)Nozzle vanesاین دسته شامل سطرهایی از پره های ثابت مشابه استاتور است که دقیقا قبل از هر چرخ توربین قرار میگیرد و وظیفه ی آن همسوسازی با جهت بخشیدن به جریان هوای محترق محفظه ی احتراق است که باعث افزایش بازده یک موتور به میزان بسیار بالایی میشود بطوریکه امروزه همه ی موتورهای توربینی از آن بهره میبرند. این پره های هادی باعث تعادل توربین های قدرت میشوند و در واقع کنترل جریان محفظه ی احتراق دست آنهاست.



Rotor (توربین)این دسته نیز همان توربینهای قدرت را تشکیل میدهند که به شفت متصل میباشند و بخاطر جذب نیروی جنبشی مولکولها با سرعت بسیار بالایی میچرخند و همراه خود روتور کمپرسور را نیز میچرخانند. در شکل زیر مجموعه ی پره های هادی و روتورهای توربین را مشاهده میکنید.



معرفی Airfoilهمانطوریکه قبلا عرض کردم بطور کلی طراحی و ساخت توربین دشوارترین مرحله از مراحل ساخت یک موتور جت است. این مسئله از دو جهت دشوار است، اولی طراحی آن است که نیاز به محاسبات و آزمایشهای پیچیده دارد تا طرح کلی یک توربین مشخص شود و دومی ساخت و تولید توربین است که کاری دشوار، وقت گیر و بسیار پرهزینه است. در این پست فقط یک توضیح کوتاه درباره ی مراحل ساخت مینویسم. در حالت كلي براي ساخت تیغه ی توربين يا كمپرسور ابتدا ماده خام را به يكي از روشهاي آهنگري يا ريخته‌گري دقيق به شكل اوليه موردنظر در مي‌آورند. بعد براي اينكه قسمتهاي مختلف تیغه را به اندازه نهايي برسانند از روشهاي مختلف ماشين‌كاري استفاده مي‌كنند. دقيق‌ترين قسمت یک تیغه به لحاظ ابعادي، قسمت ريشه آن مي‌باشد كه معمولاً از روش سنگ‌زني خزشي براي ماشين‌كاري آن استفاده مي‌شود. قابل توجه است که ريشه ی تیغه با توجه به نيروهايي كه به آن وارد مي‌شود نسبت به بقيه قسمتهاي تیغه داراي كيفيت سطح و دقت ابعادي بالايي است. در مورد جنس فلز های مورد استفاده در آینده مطالبی خواهم نوشت. این مطالب در مورد توربینهای چند تکه و مربوط به موتورهای پرقدرت و بزرگ است ولی در موتورهای کوچک که توربین یکپارچه است دیگر خیلی از این مراحل طی نمیشود. یک تیغه یا پره ی توربین از قسمت های مختلفی تشکیل میشود که مشکلترین آن به لحاظ ساخت ریشه و مشکلترین به لحاظ طراحی ایرفویل میباشد. موضوع مورد بحث ما مربوط به ایرفویل میشود.


به مقطع خاصی که با عبور هوا از اطراف آن ایجاد اختلاف فشار در بالا و پایین مقطع مینماید، ایرفویل گفته میشود و نیروی ایجاد شده نیروی آیرودینامیکی خوانده میشود. این شکل یک شکل کشیده ی دراز و باریک به شکل ماهی یا دوک است که جلوی آن گرد و عقب آن با زاویه کمی شکل مخروط می یابد. ایرفویل با مشخصات ذکر شده در مقطع عرضی یک جسم شکل داده شده تعریف و مورد بحث قرار میگیرد. ساده ترین مثال از یک ایرفویل مقطع عرضی یک بال هواپیماست که در شکل زیر قسمت های مختلف آنرا مشاهده میکنید.


خصوصیات ایرفویل گذشته از بال هواپیماها، اهمیت به سزایی در کاربردهای مهندسی و علمی در هواپیماها و کشتی ها، بالگردها، کمپرسورها، توربینها، فنها، پمپها، تونلهای باد کانالهای هیدرولیکی و آسیابها و خیلی کارها و صنایع و وسایل دیگر دارد. بیشتر مسائلی که در مورد ایرفویل با آن برخورد کردید مربوط به بال هواپیما میشود. یک کاربرد مهم و اساسی دیگر ایرفویل درتیغه ی توربین است و مربوط است به موتورهای توربینی و جت که دارای توربین و یا فن هستند. لازم به ذکر است که محاسبات ایرفویلهای توربینها به جهت اندازه ی مورد و شکل پیچیده تر و رفتارهای بیشتر به مراتب پیچیده تر و سخت تر از بال هواپیما میباشد. پیش از ارائه ی فرمولها(در پست بعدی) برخی تعاریف لازمند.
قسمت جلویی ایرفویل که لبه ی حمله (Leading Edge)نامیده میشود و اولین محل تماس با هوا میباشد و از نظر طراحی ظرافت و حساسیت بالایی دارد. قسمت انتهایی که لبه ی فرار (Trailing Edge)نامیده میشود و مانند یک لبه ی تیز است و در انتهای این محل هوای قسمت بالایی و قسمت پایینی به یکدیگر میرسند. روی آن که "سطح زبرین" یا "انحنایی رویی" (Upper Camber)نامیده میشود و زیر آن که "سطح زیرین" یا "انحنای زیرین" (Lower Camber)نامیده میشود. این مقطع، نسبت به یک خط مبنا که "خط وتر" نامیده میشود و لبه ی حمله را به لبه ی فرار متصل میکند تعریف میگردد.


Chord Line
خط مستقیمی که لبه ی حمله را به لبه ی فرار وصل میکند خط وتر نامیده میشود. تعاریف متعددی برای مکان این خط وجود دارد. در ایرفویل های خمیده (قوس دار) که سطح زیرین مقعری دارند، خط مناسب خطی است که بطور مماسی در زیر انحنای زیرین قرار گیرد و در قسمت زیرین لبه ی حمله و لبه ی فرار با آن سطح تماس داشته باشد. تصویر مقطع ایرفویل بر روی این خط، وتر نامیده میشود و طول وتر را با حرف c نشان میدهند. ایرفویل هایی که بیشتر در ملخ ها و فن ها مورد استفاده قرار میگیرند، غالبا از سطح زیرین صاف و تختی برخوردارند و نظر به اینکه قسمت اعظم خط وتر با انحنای زیرین تماس دارد، لبه ی حمله (مدور) تنها قسمتی است که از این خط جداست. در صورتی که مقاطع (ایرفویل) مورد استفاده از نوع متقارن یا کم انحنا باشند خط وتر بصورت خطی تعریف میگردد که مرکز انحنای لبه ی حمله را به مرکز انحنای لبه ی فرار متصل میکند. به محض آنکه خط وتر طرح شود، انحنای فوقانی یا رویی بوسیله ی مختصات انحنایی که در درصد های مختلف ترسیم شده اند، مشخص میشود و انحنای زیرین را ترسیم مختصات زیرین در همان جایگاه مشخص میکند.
Mean Camberخطی است که هر نقطه آن به یک اندازه از مرزهای سطوح زیرین و رویی فاصله دارد و این فاصله ها عمود بر خط مرکزی اندازه گیری میشود. به بیان ساده تر خط میانی خطی است که شکل ایر فویل را به دو قسمت مساوی در جهت طول ایرفویل تقسیم میکند. در اکثر کاربردهای ایرفویل این خط با فاصله ی کمی بر بالای خط وتر انحنا میابد و در تیغه های توربین نیز به میزان بیشتر انحنا میابد.
نسبت وتر/ضخامتحداکثر ضخامت کل بنام t خوانده میشود و نسبت t بر وتر(c) به عنوان نسبت ضخامت بر وتر نامیده میشود و به عنوان درصد % t/c بیان میشود. موقعیت حداکثر ضخامت بسیار مهم است . در جنگنده های سریع امروزی از بال بسیار نازکی همراه با t/c برابر 6% برخوردار هستند. برای وسایل نقلیه ی پرنده ی بزرگ و کم سرعت میزان 20% در این نسبت امری عادی است. برخی از ایرفویل های مکشی حتی نسبت 40% یا 50% را دارا هستند.
انحنای خط مرکزی یا حداکثر انحناء
این مسئله بعنوان حداکثر ارتفاع خط مرکزی بر بالای خط وتر تعریف میگردد که طول وتر آنرا تقسیم میکند. ایرفویل های عادی هواپیما از منحنی های 2% یا 4% برخوردار هستند که عدد نخست اشاره به مقاطع ایرفویل متقارن دارد که در دم ها مورد استفاده قرار میگیرند.بطور کلی هر چه میزان انحناء بیشتر باشد مقدار بیشتری از ایرفویل در بالای خط وتر قرار میگیرد و نیروی برآ ی بیشتری تولید میشود، اما در همین زمان نیروی پسا نیز به تندی بر روی مقطع ایرفویل افزایش میابد.
زاویه ی حملهزاویه ای است بین خط وتر و باد یا جریانی که به ایرفویل برخورد میکند و آنرا با علامت بر حسب درجه یا رادیان مورد استفاده قرار میدهند. توجه کنید که نباید این زاویه را با زاویه ی قرار گرفتن تیغه روی دیسک توربین اشتباه بگیرید. چون زاویه نصب زاویه ای است بین خط طولی موتور و خط وتر ایرفویل.
ادامه مطلب را در پست بعدی دنبال کنید...


پاسخ به سوالات شما
آقا مجید پرسیده است:"ببخشید اگه میشه چند تا کتاب مفید رو هم در همین زمینه (موتور جت) معرفی کن."
از کتابهایی که برای شما مناسب هستند :
یکی از آنها با عنوان Gas Turbine Engines for Model Aircraft میباشد که مولفان آن Kurt Schreckling و  Keith Thomas هستند و از طریق این لینک در سایت آمازون قابل خریداری است.
دیگری کتابی با عنوان Model Jet Engines است که مولفان این کتاب Thomas Kamps, Keith Thomas هستند. این کتاب را نیز میتوانید از طریق این لینک خریداری یا مشاهده کنید.



آقا فرشاد پرسیده است: "شما جایی رو تو تهران می شناسین که موتور جت یا لوازم مربوط به اون رو بفروشه؟ "
در تهران مکانی برای فروش لوازم موتور جت یا خود آن وجود ندارد. اگر هم مکانی برای سفارش آنها باشد قیمت بسیار بالاست.
دوستمان آقا آرش تعدادی سوال پرسیدند که به آنها میپردازم. "می خواستم بپرسم که سوختی که در موتورهای میکروجت یا پالس جتی که در هواپیمای مدل یا مینی اتوموبیل ها استفاده می شود چیست؟".
بسیاری از موتورهای توربین گازی کوچک از نفت سفید به عنوان سوخت مایع و از پروپان به عنوان سوخت گازی برای گرم کردن و همچنین استارت، قبل از سوخت مایع استفاده میکنند. بعضی موتورها هم متفاوت از آنها هستند؛ مثلا موتور JPX که فقط از سوخت پروپان استفاده میکند. راحت ترین انتخاب برای سوخت گاز پروپان است که نیازی به سوزن انژکتور و پمپ و... ندارد و فقط از طریق یک دریچه کنترل میشود و کار استارت را هم میکند.


"آیا این جتها با قدرت تولیدی خود می توانند هوپیمای مدل حاوی مخزن سوخت را به پرواز در آورند؟".
البته. بیشتر این موتورها به قدری قوی هستند که میتوانند هواپیما را بطور عمودی هم بلند کنند و بعضی دیگر با همان اندازه ی کوچک در هواپیماهای شخصی یک نفره بکار میروند مانند موتور کبرا که با اینکه کمپرسور آن محوری نیست ولی به خاطر طراحی پیشرفته ی آن، قدرت بسیار بالایی دارد.



آقا محمود پرسیده است: "از قسمت سیستم جرقه و چگونگی انتقال سوخت و هوا به موتور مرا راهنمایی کنید ایا جرقه باید مداوم باشد؟"
برای جرقه میتوانید از یک شمع پایه کوتاه استفاده کنید و جرقه بعد از شروع احتراق دیگر لازم نیست، گرچه در بعضی موتورها در دور آرام برای جلوگیری از خاموش شدن در زمانهای معینی جرقه زده میشود. نحوه ی انتقال سوخت به محفظه ی احتراق از طریق مانیفولد سوخت است که بر روی آن انژکتور ها نصب شده اند. هوا نیز از لای سوراخ های روی محفظه ی احتراق وارد آن شده و با سوخت مخلوط شده و بلافاصله میسوزد.


استارت موتورهای جت وتوربینی

استارت موتورهای جت وتوربینی

برای روشن شدن یک موتور توربینی یقینا به یک آغازگر و راه انداز نیاز میباشد همانطور که برای روشن شدن یک موتور پیستونی نیاز است. ولی بین استارت یک موتور پیستونی و یک موتور توربینی تفاوت زیادی وجود دارد که به تعدادی از آنها اشاره میکنم:
یک تفاوت اساسی استارت موتورهای جت با استارت موتورهای پیستونی در این است که در موتورهای پیستونی بیشترین فشار و بار وارد بر روی استارت در لحظات اول است و آن به دلیل این است که در این موتورها کافی است میل لنگ با دور متوسطی بچرخد و پیستون ها بتوانند هوا را به اندازه کمپرس کنند و موتور با قدرت خود به کار ادامه دهد. و چنانچه استارت در این موتورها خراب شود میتوان آنرا به طرق دیگر روشن کرد . یعنی استارت در این موتورها ارزش حیاتی پایینی دارد چون میتوان با هل دادن یک ماشین آنرا روشن کرد.
و اما در موتورهای توربینی استارت از اهمیت بسیار بالایی برخوردار میباشد بطوریکه به هیچ وجه نمیتوان این موتورها را بدون داشتن یک استارت بکار گرفت. نکته ی مهم اینجاست که در موتورهای جت برخلاف موتورهای پیستونی بیشترین فشار و بار بر استارت قبل از قطع جرقه، زمانی است که بار وارد بر کمپرسور افزایش میابد. تفاوت اساسی دیگر که در ظاهر خود را نشان میدهد مدت زمان استارت خوردن است.در موتورهای پیستونی مدت زمان استاندارد استارت خوردن حدود 1.8 ثانیه است و در موتورهای سرحال این مقدار کمتر نیز هست که البته در مورد موتورهای قدیمی بحث نمیکنم. این درحالی است که مقدار زمان لازم برای استارت خوردن یک موتور توربینی معمولی با قدرت نسبی hp 120 حدود 100 ثانیه است. البته این زمان در هر موتوری متفاوت است ولی موتور هر چه قدر کوچکتر باشد به زمان کمتری احتیاج دارد و برعکس.
هدف از سیستم استارت شتاب دادن به موتوراست تا لحظه ای که توربین ها بتوانند قدرت کافی برای ادامه ی سیکل کاری موتور را تهیه کنند. به این نقطه از سرعت توربین ها "سرعت خودکفایی" میگویند. استارترها انواع مختلفی را دارند ولی همان طور که گفته شد هدف همه ی استارترها یکی است و آن رساندن دور موتور به سرعت خودکفایی و در موتورهای بدون توربین رساندن موتور به نقطه ی خودکفایی است. تهیه، انتخاب یا استفاده از استارت ها به عواملی بستگی دارد که در زیر به آنها اشاره کردم.
یکی زمان استارت است که در هواپیماهای جنگی بسیار مهم است و حتی پس از رسیدن موتور به دور هرزگرد درجه حرارت گازهای اگزوز بالا میرود ولی پس از اینکه دور به 40% Max رسید درجه حرارت گازهای اگزوز باید پایین بیاید، در غیر اینصورت خلبان باید موتور را خاموش کند تا اشکال آن برطرف گردد.علت بالا رفتن درجه حرارت اگزوز در حین استارت زدن عدم وجود هوای خنک کننده بخاطر کم بودن دور کمپرسور است. زمانی که استارت زده میشود شمع ها قبل از ورود سوخت به محفظه ی احتراق شروع به جرقه زدن میکنند. چون اگر مانند موتورهای پیستونی اول مخلوط هوا و سوخت وارد شود ممکن است به"Hot start" بینجامد.
Hot start استارتی است که در آن حرارت گازهای اگزوز از حد مجاز تجاوز میکند. چنانچه در زمان استارت زدن موتور روشن نشود، سوخت نسبتا زیادی (در موتورهای بزرگ) وارد محفظه ی احتراق میگردد. در اینحالت اگر دوباره استارت زده شود میتواند منجر به Hot start شود. برای جلوگیری از Hot start سیستمی کار گذاشته است که سیستم تخلیه یا Drain نامیده میشود و چنانچه موتور در استارتهای اولیه روشن نشود این سیستم سوخت داخل محفظه ی احتراق را تخلیه میکند.
عامل دیگر امکان دسترسی به نیروی محرکه ی استارت است. حتی موتورهای جت کوچک مقدار جریان الکتریسیته ی زیادی برای روشن شدن احتیاج دارند. به همین نسبت موتورهای بزرگتر نیرویی بیشتر برای روشن شدن احتیاج دارند. بعضی از استارتها از جهت نیروی محرکه خودکفا هستند. به این صورت که اکثر هواپیماهای جت انرژی لازمه استارت (دور بالای موتور) را از موتورهای جت کوچکتری که برق تولید میکنند میگیرند. یا ممکن است قدرت لازم برای استارت در یک هواپیمای چند موتوره از یک موتور که روشن است گرفته شود تا بقیه ی موتورها روشن شوند ، در چنین حالتی میتوان یکی از موتورهای هواپیما را با یکی از انواع استارتها روشن کرد سپس بقیه موتورها را با نیروی این موتور روشن کرد.
سومین عامل مواردی است از قبیل وزن مخصوص (نسبت وزن به گشتاور یا قدرت تولیدی)، سادگی، قابلیت اطمینان، قیمت و قابلیت تعمیر مجدد.
انواع استارت برای موتورهای توربینی عبارتند از:
1. استارت الکتریکی
2. استارت الکتریکی که بعد از استارت زدن آلترناتور شود
3. استارت فشنگی یا استارت با سوخت جامد
4. استارت بادی
5. استارت با احتراق هوا و سوخت
6. استارتر با موتور هیدرولیکی
7. استارت دستی یا هندلی
8. استارتر با سوخت یک پایه

چون پرداختن به توضیح تمام استارتها هم وقت گیر و هم حجیم است به اصلی ترین استارتها میپردازم و درمورد بقیه توضیح کوتاهی میدهم . چنانچه در مورد هر کدام سوال داشتید یا توضیح بیشتری خواستید آنرا در بخش نظرات بیان کنید.



تصویر یک استارت الکتریکی میکروجت


استارت الکتریکی
منبع این نوع استارت همان طور که از نامش پیداست موتور الکتریکی است. موتور الکتریکی که در این نوع موتورها استفاده میشود دارای RPM زیادی میباشد.RPM در حالت کلی به معنای تعداد دور در دقیقه میباشد و این یکایی است که برای نشان دادن دور موتورها چه پیستونی و چه توربینی به کار برده میشود. قدرت این استارت برای گرداندن کمپرسور صرف می شود تا کمپرسور هوا را به میزان لازم کمپرس کرده و به محفظه ی احتراق بفرستد. چنانچه در استارت یک موتور توربینی قدرت و سرعت کافی موجود نباشد RPM موتور در هنگام استارت کم خواهد بود و چون دور کمپرسور کم است آن مقدار که باید هوا را فشرده کند نمیکند لذا به سرعت خودکفایی نمیرسد و موتور روشن نمیشود (راه نمی افتد). برخلاف استارت موتورهای پیستونی که پس از روشن شدن موتور از مدار اتصال به فلایویل توسط اتومات استارت جدا میشود، در این نوع از استارت موتورهای توربینی استارت تا رساندن RPM موتور به اندازه ی RPM حالت خودکفایی کار میکند. این نوع استارت توان مصرفی بسیار بالایی دارد بطوریکه بر صفحات باطریها فشار بسیاری وارد میکند لذا از این استارت در موتورهای توربینی که تعداد توربین کمتری دارند استفاده میشود. از این استارت در بیشتر موتورهایی که کاربرد صنعتی دارند به عنوان بهترین استارت استفاده میشود.


شمایل نمای داخلی یک موتور که یک استارت الکتریکی بر روی آن با واسطه ی تغییر گشتاور نصب شده است.



استارت فشنگی بکار رفته در موتور t58


استارت فشنگی
این استارت یک استوانه فشنگی شکل است که درون آن ماده ی انفجاری که ازدیاد حجم و انبساط زیادی مینماید قرار میدهند. این استارت در قسمت قبل از کمپرسور نصب میشود، مانند آنچه در شکل زیر دیده میشود. تصویر زیر یک استارت فشنگی را بطور جدا از موتور نشان میدهد.


استارت بادی
در این نوع استارت هوای کمپرس شده در مخزن اکسیژن که معمولا مایع میباشد همزمان با سوخت به داخل محفظه ی احتراق تزریق و محترق شده که باعث حرکت سریع توربینها میشود و بعد از دور خودکفایی سیکل کاری توسط خود موتور انجام میشود. متاسفانه به دلیل استفاده و کاربرد غلط از نام " استارت بادی" از آن تعابیر مختلفی میشود مانند: استارت بادی استارتی است که هوا را با سرعت به توربینها ( یا کمپرسورها) میزند و آنها را به گردش در می آورد که با تحقیق مطلع شدم که این تعبیر از استارت بادی در واقع استارتی است به نام استارت هیدرولیکی و در کل اینکه به نام بعضی از آنها زیاد توجه نکنید، فقط طریقه ی کار و عملکرد آنها را خوب به خاطر بسپارید چون زمانی برایتان لازم میشود.


سایر استارتها
استارت با احتراق هوا و سوخت در موتورهایی بکار میرود که از سوخت های مخصوصی استفاده میکنند و در این نوع استارت موتور با اینحالت که در حال سیکل عادی است کار میکند و نمونه ی استفاده از این نوع استارت میکروجتی است که از سوخت گازی استفاده میکند. در استارت با موتور هیدرولیکی نیز هوای کمپرس شده توسط موتور هیدرولیکی به داخل محفظه ی احتراق راه میابد و در استارت هندلی نیز یک هندل با واسطه ی تغییر گشتاور به شفت اصلی متصل میشود و کمپرسور را به حرکت در می آورد. تصویر زیر یک استارتر هیدرولیکی خیلی کوچک و دست ساز را نشان میدهد که شامل یک موتور الکتریکی و یک توربین گریز از مرکز دقیقا مشابه کمپرسور گریز از مرکز میباشد و از توربین کمپرسور ساخته شده است که لوله ی خروجی آن به ورودی موتوری که قرار روشن شود وصل میشود.
 


استارت الکتریکی هم که کاربرد زیادی در بین موتورهای صنعتی دارد اینطور است که بعد از استارت به حالت آلترناتور تغییر میکند و با نیروی موتور برق تولید میکند.استارتهایی هم وجود دارند که با تزریق سوختی مخصوص مانند هیدروژن روشن میشوند و بعد از استارت از سوخت عادی استفاده میکنند.
استارتهایی که امروزه بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند شامل استارتهای زمینی برای هواپیماها میباشند که به چند طریق عمل میکنند. یکدسته مانند استارتهای هیدرولیکی عمل می کنند و دسته ی دیگر شامل یک موتور جت کوچک تولید کننده ی برق میباشند که برق تولیدی آنها در استارت الکتریکی موتور اصلی استفاده میشود. در بعضی هواپیما ها نیز از یک موتور جت کوچک و مجزا استفاده میشود که خودش با استارت الکتریکی روشن شده و با نیروی شفت خود یا با برق تولیدی خود سایر موتورهای اصلی را روشن میکند. این هم تصویر نمای داخلی یک موتور است که متعلق به تولید کننده ی BMWاست و اگر دقت کنید میبینید که این موتور دارای استارت دستی (هندلی)است.




به خاطر بسپارید که کلید ساخت یک موتور جت در استارت آن است. اگر استارت موتور شما خوب نباشد یا درست عمل نکند شما به هیچ وجه قادر به روشن کردن موتورتان نخواهید بود و دلیل آن در این است که نیروی لازم برای سیکل کاری توسط استارت تامین میشود.

کمپرسور و محفظه ی  احتراق و ساختها

اطلاعات اضافی کمپرسور و محفظه ی احتراق و ساختها
در پی ساخت یک موتور جت توسط دوست گرامی آقای آرمان سید احمدی و سوالات سایر دوستان در زمینه ی طراحی و ساخت موتور جت پست هایی داشتم و خواهم داشت تا آنها را راهنمایی مختصری در این زمینه بکنم و در این باره مشورت کنیم. البته اعلام میکنم که بنده هنوز کار اصلی و آموزشهای خود را در سایت شروع نکردم و این پست ها نیز به خواست شما خوانندگان بوده است که درخواست کردید.
حال بپردازیم به دوستان و کارهایشان. آقا آرمان توضیح نسبتا خوبی را برای ما در راه ادامه کارشان نوشتند که پیشرفت و ادامه ی کارشان را نشان میدهد. دوست عزیز دیگرم آقا احمد هم در این زمینه تلاشها و فعالیتهایی داشتند و ما را از نظرات زیبای خودشان بی بهره نکردند و جا دارد اعلام کنم که با شما در زمینه ی طراحی و ساخت همکاری و یاری خواهم کرد. من نیز مانند شما دلیل ادامه ی کارهایم به خاطر این بوده که طرحی متفاوت و نو در زمینه ی جت ها داشتم و این هدف را همچنان دنبال میکنم ولی به نتایجی رسیدم که مجبورم ابتدا کارهایی مشابه مانند پروژه ی میکروجت را ادامه دهم بعد به اجرای طرح خودم بپردازم. من گفتم که از توربوشارژر استفاده کنید فقط و فقط برای اینکه کمپرسور و توربین و شفت و نشیمنگاه آن از اصول مکانیکی درستی برخوردار هستند و طراحی آنها درست است. موفقیت شما با کمی تلاش مستمر در ساخت یک موتور جت با توربوشارژر صد در صد و حتمی است. در واقع این شروع کار است و ادامه مانده که به عهده ی خودتان است. من توربوشارژر را برای شروع پیشنهاد کردم تا با اصول توازن در مکانیک آشنا شوید. ببینید، ما در ذهنمان چیزهایی را که تجربه نکردیم میتوانیم تا حدودی آنرا شبیه سازی کنیم و روی آن آزمایش کنیم ولی بدانید برای این کار حداقل به تجربه ای از علم مکانیک احتیاج است. وقتی وارد کار اساسی میشوید، وقتی دقتهای بسیار بالا را میبینید و وقتی مشاهده میکنید که به مسائل بسیار مهم بی توجه بودید و خیلی چیزها را بزرگ تصور کردید آنگاه فرق بین دنیای مجازی و واقعی را مشاهده میکنید. در ادامه عرض میکنم که توصیه مجدد من به علاقمندان استفاده از کمپرسور،توربین و شفت توربوشارژر است.

قا احمد پرسیده بودند که"وزن کمپرسور و توربین و مخصوصا شفت به کار رفته در توربوشارژری که شما پیشنهاد خرید و بکارگیری آن را در یک موتور جت کردید,خیلی سنگین نیست؟ " که در جواب میگویم وزن کمپرسور و شفت آن خیلی کم و در حد مطلوب است ولی وزن توربین بدلیل حرارتی بودن سنگینتر وباز در حد مطلوب است در حالیکه بلوکه و مانیفولد های آن بسیار سنگین است. به هر حال کمپرسور و شفت آن برای یک میکروجت خوب است.
آقا احمد همچنین پرسیده اند که" در شکلهایی که شما آنها را در سایت به تصویر کشیده اید دیدم که تنها یک توربین با شفت و کمپرسور گریز از مرکز همراهی میکند ,آیا برای این کار تنها یک توربین کافی است؟". چرا که نه؟ برای یک کمپرسور یک توربین هم زیاد است تا چه برسد که کم باشد. در مورد تعداد استاتورها هم سوال کرده بودید که باید بگویم تعداد استاتورها که 4تا نمیشود. برای هر موتور به نسبت اندازه ی آن، تعداد واحدهای کمپرسور، تعداد تیغه ها در هر واحد توربین، استاتور وجود دارد و تعداد تیغه های استاتور دقیقا با تعداد تیغه های روتور برابر است. زوایایی که برای روتورها و استاتورها نوشتم بر حسب استاندارد جهانی تولید روتور و استاتور است و اینها فقط زاویه را بیان میکنند و ربطی به سرعت یا اندازه ندارند و همانطور که در پست پیشین نوشتم این زوایا نسبت به محور طولی موتور هستند. البته بارها گفتم وباز میگویم که بطور کل توربین فلسفه ای جدا و بس پیچیده دارد.

آقا آرمان درباره ی ساخت قسمت هایی نوشته اند که"حتی اگر زحمت بسیار داشته باشد، آن را به جان می خرم و ترجیح می دهم خودم تمامی قسمت های موتور را بسازم". صد البته گفته ی شما را قبول دارم ولی واقعیت امر چیزی اجتناب ناپذبر است. یک انسان با ابزارهای جوشکاری، برشکاری با هوا-گاز، سنگ و... قادر نیست تمامی وسایل مورد نیاز خود را بسازد. مخصوصا تنظیم لقی و تاب شفت و چرخ توربین. به هر حال این یک توصیه کاملا منطقی است.
 لذا لازم است مسائلی را خدمتتان عرض کنم که شاید بدون اینها موتورتان کار نکند.


این تصویر را از موتور آقا آرمان ترسیم کردم ولی اصلا تکمیل نشده است.
سوال کرده بودید که"به نظر شما، بدنه باید چگونه ساخته شود که هم دیسک های کمپرسور در آن به گردش در آیند و هم استاتور ها به آن متصل باشند و چگونه باید شفت و مجموعه ای که روی آن سوار شده است را درون بدنه قرارداد؟ ".
مشکلی که درباره ی سوار کردن توربینها به همراه استاتورها مطرح کردید از طریق چند راه قابل حل است. معمولا در موتورهای جت با کمپرسور محوری برای هر توربین یک قسمت بدنه از سایر قسمت ها متمایز است و از طریق پیچ هایی در دورادور موتور در ناحیه ی آن توربین به بدنه بسته میشود. این برش در بدنه در راستای عرضی است. معمولا در موتورهای کوچک یک قسمت جدا از بدنه در طول کل کمپرسور وجود دارد که از طریق پیچ های زیادی به ابتدا و مابقی موتور وصل میشود. این قسمت خود دارای یک برش طولی است که این ناحیه ها نیز از طریق تعدادی پیچ در طول کمپرسور به یکدیگر وصل میشوند و استاتورها یا به یک طرف آن متصلند یا تعدادی برجستگی در دیواره ی داخلی وجود دارد و استاتورها با محکم شدن پیچ های متصل کننده ی بدنه ی کمپرسور در جای خود محکم میشوند. این راه برای شما مقرون به صرفه تر است و شما میتوانید بدنه ی قسمت کمپرسور را به دونیم برش بزنید.


فراموش نکنید که فاصله ی تیغه ها ی کمپرسور از بدنه باید خیلی خیلی کم باشد. پیشنهاد میدهم مکان قرار گرفتن بلبیرینگ را درون استاتور سوم قرار دهید و این استاتور را قبل از قرار دادن بلبیرینگ بر یکطرف بدنه کمپرسور ثابت کنید و بعد بلبیرینگ و سپس شفت را سوار کنید. فراموش نکنید که فاصله ی بین تیغه های یک چرخ توربین تا تیغه های چرخ توربین بعدی باید بیشتر از طول تیغه های استاتور باشد. عرض کرده بودید که دیسک های کمپرسور را از آلومینیوم تراشکاری شده تهیه کردید.
به خاطر احتیاج به نیروی زیاد برای چرخاندن کمپرسور محوری موتور باید کمپرس بالایی داشته باشد و لازمه اش آن است که کمپرسور به دور حداقل برسد. یعنی میزان هوای کمپرس شده ی لازم برای احتراق و به حرکت در آوردن توربینهای قدرت در یک RPM خاصی است که کمپرسور باید به آن برسد. این دور فقط برای روشن ماندن است. مسئله بسیار مهم دیگر اینست که شفت شما باید دارای آزادی چرخش لازم حول محور طولی موتور باشد تا بتواند به راحتی بچرخد و در این مورد شما از بلبیرینگ استفاده کردید که گزینه ی خوبی برای شما است و شما بهتر از من میدانید که باید شفت را روی بدنه درست سوار کنید بطوریکه شفت کاملا موازی با محور طولی و دقیقا در مرکز قرار گیرد تا فاصله ی تیغه ها از بدنه حفظ شود.همچنین قبل از سوار کردن و یا هرکار دیگری توربینها و کمپرسور ها را روی شفت محکم کنید. بلبیرینگ ها را نیز در جای خود بگذارید و شفت را بر روی بلبیرینگها در جایی محکم و ثابت قرار دهید. حال با دست یا یک موتور الکتریکی آنرا بچرخانید و انحرافات تیغه های توربین و کمپرسور را هم در جهت محور و هم در جهت شعاع از بین ببرید.
حال میرسیم به محفظه ی احتراق که دوستان دیگر هم توضیحات و اطلاعات بیشتری درباره ی آن خواستند.
 یکی دیگر از سخت ترین قسمت ها طراحي و ساخت محفظه ی احتراق است.
 تفاوت اساسی بین گونه های مختلف آن در قسمت درونی است که من Can, Annular,can-annular را به شما معرفی کردم.


در محفظه ی Can که شکل برش خورده آنرا میبینید هیچ شیء خاصی درون آن قرار ندارد و فقط یک لوله است که از یکطرف آن بسته است و سوختپاشها که معمولا یک عدد است در محلهای خاصی در سمت بسته قرار دارند و سوخت را به طرف باز لوله تزریق میکنند. قسمت آبی رنگ هوای فشرده است که دیواره ی مدور لوله سوراخهای زیادی دارد که هوا از این سوراخها وارد محفظه میشود و چون هوا وسوخت و جرقه در آن حظور دارد احتراق صورت میگیرد. قسمت انتهای سمت باز این لوله در مقابل توربین قرار میگیرد و آنرا به حرکت در می آورد.


حال فرق بین Can و Annular چیست و در کجا بکار میروند؟ اگر خوب به شکل بالا نگاه کنید میبینید که قسمت برش خورده قرمز رنگ مانند یک حلقه است. این نوع محفظه همانند نوع قبلی است با این تفاوت که از داخل این محفظه یک یا چند شفت عبور میکند. برای اینکه این شفت صدمه نبیند یک لوله ی دیگری دور آن کشیدند که داخل آن احتراق نیست، از یک طرف به قسمت بسته ی لوله جوش خورده و از طرف دیگر به ابتدای توربین میرسد و مشخص است خروجی که این محفظه دارد (حلقه شکل) درست با قسمت تیغه های توربین مطابقت دارد و این خروجی تمام تیغه های توربین را پوشش میدهد. حال آوردند و به انضمام آنکه هوا را از دیواره ی مدور کناری وارد کنند، سوراخهایی نیز بر روی جداره ی لوله ی پوشاننده ی شفت ایجاد کردند و از این سوراخها نیز هوا را وارد کردند. که حاصل محفظه ی احتراق Annular است. در چیزی حدود 80 درصد از موتورهای جت امروزی از این نوع محفظه استفاده میشود. از مزایای این محفظه ی احتراق یکی کار گذاشتن چند توربین پشت سر هم است که این مزیت خیلی بارز است. مزیت دیگر تولید تراست بیشتر نسبت به سایر محفظه ها است. این در حالی است که در محفظه ی Can نمیتوان از تعداد زیادی توربین استفاده کرد و نهایتا شما بتوانید از دو توربین استفاده کنید که توربین دوم خیلی ضعیفتر از توربین اول خواهد بود چون اگزوز این محفظه ی احتراق در جهت عمود بر محور طولی موتور است و هدف آن چرخاندن توربین است و به همین جهت تراست خیلی کمی تولید میکند. این نوع محفظه ی احتراق (Can) در موتورهای توربوشفت کوچک بیشتر بکار میرود و همچنین در موتور توربوشارژر از آن استفاده میشود.
در بعضی موتورها نیز از تعدادی لوله (Can) که اگزوز آنها در جهت محور است و در مقابل اگزوز توربینها قرار دارند استفاده میشود که همان محفظه ی احتراق نوع سوم است و دوستمان نیز قصد استفاده از این نوع را دارد که من در پست قبلی نظرم را درباره ی نوع محفظه ی احتراق نگفتم. این نوع از نوع Can بهتر است ولی کارایی آن به Annular نمیرسد. نظر من در مورد محفظه ی احتراق شما این است که اگر میخواهید راندمان کاری موتورتان بیشتر باشد و تراست بیشتری تولید کند و در کل موتورتان بازده بالایی داشته باشد از Annular استفاده کنید. از همه نظر برای شما بهتر است: هم از نظر ساختن، هم از نظر مالی و هم از نظر کارایی. در موتوری به اندازه ی موتور شما اصلا از Can استفاده نمیشود و اگر هم استفاده شود، یکی، آنهم در جهت عمود بر محور موتور استفاده میشود. استفاده از تعدادی Can هم وزن زیادی به دنبال خواهد داشت و هم ساخت آن مشکل خواهد بود که اگزوز آنها را به هم متصل کنید و آنها را بصورت حلقه درآورید. در ضمن توصیه من در پست قبلی بر استفاده از سه سوختپاش بود نه سه محفظه ی Can .


اتصال محفظه ی احتراق به بدنه به این صورت است که دور جداره ی خارجی باید قطعه های کوچک فلزی به اندازه ی فضای باز بین آنها تهیه کنید و بعد آن قطعه هارا به محفظه ی احتراق جوش کنید. سپس سوراخهایی را بر روی این قطعه ها و همچنین روی بدنه ایچاد کنید و دقت کنید که سوراخ روی قطعه نباید بطور کامل به آنطرف قطعه برسد. بعد داخل سوراخ روی قطعه را قلاویز کنید و سپس مهره های هم اندازه آن را از بیرون بدنه به آنها پیچ کنید.
در پایان به تصویر کمپرسور ساخت آقا آرمان که متعلق به موتور ایشان است توجه کنید.


در مورد اصطلاحات مورد استفاده هم صفحه ای تهیه میکنم و تمام اصطلاحات مورد استفاده در این سایت را در آن درج میکنم.اگر در مواردی اطلاعات کمی نوشتم دلیل این است که هر قسمتی که در مورد آن صحبت میکنیم نیاز به پستهای زیاد و مختلفی دارد و نمیتوان مطالب کامل آنرا در یک صفحه گنجانید. به هر حال نظرات و توجه شماست که فعالیتها و کارهای این سایت را رسمی و با ارزش تر میکند. خیلی متشکرم از همراهی شما با این سایت.

پاسخ به سوال

پاسخ به سوالات ساخت یک موتور جت
سلام خدمت خوانندگان عزیز و همراهان سایت. خیلی خوشحال شدم از اینکه تعدادی از دوستان قصد ساخت موتور جت دارند و یا کسب اطلاعات بیشتری در این زمینه را طالب شدند. دلیل بلند شدن این پست پاسخ کامل و همچنین اضافه کردن اطلاعات بیشتری در این صفحه است. ابتدا عرض میکنم که فکر نکنید که نخواهید توانست یک موتور جت توربینی بسازید. همانطوریکه گفتم من شما را در این امر همراهی میکنم و شما میتوانید گزارشهای مرحله ای از کارهایتان تهیه کرده و آنرا اعلام کنید تا من موضوعات مهم و اطلاعات مربوط به آنها را برای شما بنویسم. متاسفانه به دلیل مشغولیت زیاد درسی وقت زیادی برایم باقی نمی ماند تا بتوانم به پروژه هایم برسم و گزارشات و نقشه ها را برایتان تهیه نمایم.


اولا ساخت یک موتور جت کاری غیر ممکن نیست و این به این معنا نیست که کار ساده ایست. فقط نیاز به پشتکار و صبر و اطلاعات کافی و کمی پول دارد. لطفا درخواست هایی را که دارید بطور کامل و روشن بیان کنید. مثلا نوع موتور، اندازه ی تقریبی، وزن تقریبی و سایر خصوصیات.
جناب الهی فرمودند که "این موتور باید سبک و قابلیت حمل حدود 65 کیلو وزن رو داشته باشه".
عرض میکنم که اگر شما این موتور را برای کاربرد در وسیله یا شیء خاصی میخواهید باید آنرا عنوان میکردید و توضیح میدادید که توانایی حمل در چه جهتی؟ چون اگر وسیله شما دارای بال باشد به نیروی موتور کمتری احتیاج است چون نیروی بالا برنده را بالها تامین میکنند و محاسبات آن به مساحت بالها، ارتفاع شهرتان از سطح دریا، زاویه نصب بال به طور ساده بستگی دارد. همچنین اگر شما منظورتان حمل 65 کیلوگرم در راستای قائم است نیروی تراست خالص تولیدی موتور شما باید در حدود 143.2 پوند معادل 637 نیوتن باشد که اندازه ی یک موتور توربوجت معمولی با این قدرت به طور تقریبی 35*75 خواهد شد. البته این فقط یک تخمین حدودی است و در اصل موتور شما به جنس مواد و کیفیت و خرج کردن و وقت گذاشتن و استفاده از الگوی مناسب و خیلی چیزهای دیگر بستگی دارد. مثلا اگر شما بتوانید سرمایه ی خوبی را جمع کنید خواهید توانست قطعات را با دقت بیشتر و قطعات مناسبتر بسازید که در بازده موتور نقشی اساسی دارد. همچنین میتوانید از یک موتور پالس جت در ابعادی بزرگتر از این ابعاد استفاده کرد و این به این خاطر است که بازده پالس جت کم است. استفاده از توربوفن از همه بهتر است. چون بازده بالایی دارد و با همان میزان مصرف سوخت، کار بیشتری میکند. در هر حال با این اطلاعات کمی که شما نوشته اید نمیتوان مشخصات کلی برای موتور شما مشخص کرد.لطفا اطلاعات کافی را تهیه کنید و برای من بفرستید.


بعضی از دوستان مثل احمد آقا در بخش نظرات و بعضی بیشتر با ایمیل درخواست نقشه کردند که باید به آنها بگویم اگر اطلاعات کافی در زمینه ساخت و حتی موتور جت ندارید نخواهید توانست این کار را با نقشه انجام بدهید. توصیه من به این افراد این است که عجله نکنید. ابتدا به طور کامل نحوه ی کارکرد این موتورها و شکل قطعات را یاد بگیرید. به تصاویری که مربوط به ریز قطعات و قطعات اساسی است خوب نگاه کنید و طرز کارکرد آنها را از شکل یاد بگیرید و نوشته ها را حفظ نکنید. سپس سعی کنید بدون آنکه به تصاویر نگاه کنید خودتان یک موتور جت را روی کاغذ رسم کرده و روی کارکرد سیستم ها فکر کنید. ببینید که چه چیزهایی کم دارد و یا چه نقص هایی دارد. این کارها باعث میشود که شما بتوانید کل موتور را در ذهن خود شبیه سازی کرده و به تغییر یا اشکالات آن ذهنی فکر کنید و بطور کلی مهارت نسبی در این زمینه پیدا کنید. در ضمن من با ارائه نقشه مخالف نیستم و میتوانید آنرا از اینجا دانلود کنید. فقط نمیخواهم که پول بیشتری خرج کنید یا از روی بی تجربگی کاری نادرست انجام دهید. این نقشه به یک موتور پالس جت تعلق دارد. من دوست داشتم که آموزش ساخت آنرا بطور کامل با تصاویر مراحل تراشکاری و غیره در سایت قرار دهم ولی شما کمی عجله دارید.
و حالا نوبت پاسخ به جناب آرمان سید احمدی همکار گرامیم میرسد.
خیلی خوشحالم که چنین تصمیمی گرفتید و اهدافتان را مشخص کردید. از نظر من علومی مانند هوا و فضا تا هنگامی که به عمل نرسند ارزش اصلی خود را نخواهند داشت. در مورد موتورتان اطلاعاتی را درج کردید ولی کاش طرح ساده ای از آن را هم درج میکردید تا بیشتر متوجه میشدم. با این حال در مورد قطعات شما توضیحی را عرض میکنم.
اگر منظور شما از ساختن این موتور فقط کارکرد درجا و روشن شدن است استفاده از کمپرسور محوری کار اشتباهی است بنا به دلایل:
  • ساختن تیغه های کمپرسور به دستگاههای تراشکاری احتیاج دارد و چون با اندازه ی کوچک ساخته میشود باید یکپارچه باشد و نمیتوان تیغه ها را بصورت تفکیکی ساخت.
  • ساختن 6 مرحله توربین توسط تراشکار پول خیلی زیادی احتیاج دارد.
  • ساختن توربین بصورت دستی امکان پذیر نمیباشد و همچنین باید زاویه های ورودی و خروجی تیغه های روتور و استاتور بطور صحیحی ساخته شود و چون اندازه این موتور کوچک است نیاز به تعبیه ایرفویل ندارد.
  • ساخت دستی دارای دقت پایینی خواهد بود چون چرخ توربینها باید برای دورهای بالا کاملا بالانس باشند که با دست امکان پذیر نیست.(احتیاج به تراشکاری)
  • درست است که کمپرسور محوری ضریب تراکم بالایی دارد ولی برای کار شما اصلا مناسب نیست و چون پیش از این موتور نساختید کمپرسور محوری شما بازدهی خیلی کمی خواهد داشت.
  • کمپرسور محوری مختص یک موتور جت است نه یک موتور توربین گازی(با واحد های زیاد) و برای تولید تراست بیشتر از آن استفاده میشود.


    زاویه ی ورودی تیغه ی روتورها باید 5۷.۷- نسبت به محور و زاویه خروجی آن باید 34.1- درجه نسبت به محور و زاویه ورودی و خروجی استاتور هم باید به ترتیب 57.7 و 34.1 درجه باشد. در ضمن همانطوریکه گفتم نمیتوانید با ورق آهنی یا .... چرخ توربینهای روتور را بسازید و باید آنرا به دست تراشکار بسپارید. ولی اگر امکانات جوشکاری و برشکاری و مهارت دارید میتوانید استاتورها را خودتان بسازید چون آنها متحرک نیستند.در ضمن تعداد تیغه های روتور باید برابر با استاتور بعدی باشد و در ابتدای کمپرسور روتور قرار دارد.
    و توصیه من به شما در رابطه با کمپرسور:

    • استفاده از یک کمپرسور گریز از مرکز برای چنین استفاده ای بسیار کارامد و مفید است چون هم ارزانتر است و هم نیاز به نیروی کمتری برای گرداندن دارد، در نتیجه موتور شما زود روشن میشود، بیشتر عمر میکند و سبکتر کار میکند و درصد موفقیت شما با کمپرسور گریز از مرکز خیلی بیشتر از محوری است و شما میتوانید یک کمپرسور گریز از مرکز نو را از یک یدکی فروشی مرجع که لوازم کامیون میفروشد بخرید. حتی موتورهای توربوشفت جدید و پرقدرت هم از کمپرسور کریز از مرکز استفاده میکنند.
    • همچنین امکان دارد بخاطر نیاز به قدرت زیاد برای چرخاندن کمپرسور محوری توربین نتواند این نیرو را تامین کند یا فشار بالایی بر روی آن وارد شود که حتما آنرا میسوزاند و در هر صورت دور موتور شما بالا نمیرود.
    • استفاده از شش can برای محفظه ی احتراق هم سنگینتر و هم مشکلتر است. شش سوخت پاش هم فکر میکنم كافي باشد.

    و حالا مشکلاتی که از آنها سخن گفته بودید:

    1. ساخت چنین موتوری حتما امکان پذیر است و با مسائلی که مطرح کردم هزینه ی زیادی دارد و شما میتوانید این هزینه را با کمپرسور گریز از مرکز به مقدار زیادی کاهش دهید.
    2. کمپرسور را نیز به طور مفصل در بالا شرح دادم و حال انتخاب با شماست.
    3. ابتدا باید شمع شروع به جرقه زدن مداوم بکند و بعد سوخت پاشی صورت بگیرد و احتراق نباید هنگامیکه موتور به دور مناسبی نرسیده صورت بگیرد چون باعث میشود حرارت موتور بشدت بالا برود. پس باید دور کمپرسور به حد بالایی برسد و بعد سوخت پاشی صورت بگیرد. اگر منظورتان از این سوال چیز دیگری است لطفا در مورد آن توضیح دهید.
    4. محفظه ی احتراق حرارت و فشار را تحمل میکند و نباید در درون آن انفجار صورت بگیرد.
    5. قدرتی که یک توربین تولید میکند به عوامل مختلفی بستگی دارد و حساب ثابتی ندارد که بگوییم برای x تعداد کمپرسور r عدد توربین لازم است ولی میتوان با محاسبه ی قدرت تولیدی یک توربین و محاسبه ی قدرت لازم برای کمپرسور آنرا تعیین کرد.
      شما باید قبل از توربین یک نازل توربین هم استفاده کنید که تقریبا مشابه استاتور است. این نازل جریانها را همگن و یکسو میکند و بازدهي را افزایش میدهد.زاویه ی ورودی این نازل صفر و خروجی آن 60 درجه و زاویه ی ورودی توربین باید 33/2 و خروجی آن 38/1 درجه باشد.

    برای محاسبه ی قدرت تولیدی این توربین این اطلاعات را مشخص کنید:میزان سوخت مصرفی در مدت 1 دقیقه، RPM توربین (یک سرعت ثابت در نظر بگیرید مثلا 5000 دور در دقیقه)، مساحت ايرفويل یک تیغه، تعداد تیغه های توربین.سایر اطلاعات را بطور فرضی در نظر میگیرم چون نمیتوانید همه را حساب کنید.البته حساب این اطلاعات نیز کار دشواری است ولی زیاد ضروری نیست. به هر حال میزان قدرت یک توربین بیشتر از همه چیز به مساحت سطوح آن و تعداد تیغه ها بستگی دارد و با آن رابطه ی مسقیم دارد.


    مجرای ورود

    مجرای ورود (inlet)
    همه ی موتورهای جت یک قسمت ورودی برای آوردن هوای آزاد به داخل موتور دارند که ما آنرا "مجرای ورود" می نامیم. مجرای ورود قبل از کمپرسور قرار میگیرد و تاثیر به سزایی در میزان تراست خالص موتور دارد. همانطور که در شکل زیر نشان داده شده مجرای ورودی در شکلها و اندازه های مختلفی وجود دارد که هر کدام ویژگی خاصی با توجه به موتور و سرعت هواپیما دارند.


    ورودی SUBSONIC
    برای هواپیماهایی که نمی توانند از سرعت صوت فراتر بروند مانند هواپیماهای مسافربری بزرگ، یک ورودی کوتاه، ساده و مستقیم تقریبا خوب کار میکند. ظاهر این نوع ورودی از قسمت بیرونی تا قسمت داخلی همراه با ضخامتی منحنی شکل مسطح میباشد و قسمت هایی در جلویی ترین بخش ورودی که دو منحنی داخلی و خارجی به یکدیگر متصل می شوند "لب یا لبه" ورودی نامیده میشوند. در یک هواپیمای ساب سونیک از ورودی با لبه ای نسبتا کلفت استفاده میشود.


    ورودی SUPERSONIC
    مجرای ورود برای هواپیماهای سوپرسونیک از لبه ی نازک و تیزی برخوردار می باشد. این لبه بخاطر کاهش اتلاف، کارایی که از موج های ضربه ای (shock wave) در هنگام پرواز سوپرسونیک حاصل میشود، تیز شده اند.برای یک هواپیمای سوپرسونیک ، مجرای ورودی باید سرعت جریانهای هوا را قبل از ورود هوا به کمپرسور تا حد سرعت ساب سونیک کاهش دهد. بعضی از ورودی های سوپرسونیک مانند شکل بالا تصویر پایینی ، از یک مخروط مرکزی برای آوردن جریان هوا به سرعت ساب سونیک (shock down) استفاده میکنند.دیگر ورودی ها مانند آنچه در شکل بالا، تصویر میانی نشان داده شده از صفحه های مسطح لولایی برای ایجاد، متراکم سازی ارتعاشی که با داشتن شکل هندسی مستطیلی مقطع عرضی، نتیجه میشود، استفاده میکنند. این شکل تغییر پذیر مجرای ورودی در هواپیماهای جنگنده ی F-14 , F-15 استفاده شده است . بیشتر ورودی های دیگر در انواع شکلها به دلایل گوناگونی در بعضی هواپیماها مورد استفاده قرار میگیرد. ورودی هواپیمای SR-71 Blackbird به منظور گشت زنی در سرعتهای بالا به طور ویژه طراحی شده است. در مورد موتور این هواپیما مطلبی تهیه کردم که در ماه آینده در اختیارتان قرار خواهم داد.

    ورودی Hypersonic
    در ورودی هواپیماهای هایپرسونیک امروزی نهایت طراحی به کار گرفته شده است. برای هواپیماهای رمجت مجرای ورودی باید سرعت بالای جریان هوا در سوزاننده های رمجت به شرایط سرعت ساب سونیک بیاورد. با دمای ایستایی بالا در این سرعت ، شکل تغییر پذیر ورودی نمیتواند انتخابی برای یک طراح ورودی باشد، برای اینکه ممکن است جریان هوا از میان لولاها سوراخ باز کند. برای هواپیماهای اسکرمجت گرمای محیط حتی خیلی بیشتر است چون سرعت پرواز آن بیشتر از رمجت است. ورودیهای اسکرمجت با بدنه ی هواپیما خیلی کامل شده و مجتمع هستند.در X-43A ورودی شامل تمام سطح زیرین از لبه ی بالایی قسمت جلوی این هواپیما میشود. سرعت جریان خروجی از مجرای ورود یک اسکرمجت باید به اندازه ی سوپرسونیک باشد. به عبارت ساده تر جریان هوای هایپرسونیک که از ورودی یک اسکرمجت وارد میشود پس از گذشتن از مجرای ورودی باید به سرعت سوپرسونیک برسد.
    کارایی مجرای ورود
    یک ورودی هوا باید در کل زمان پرواز یک هواپیما به خوبی کنترل شود. در سرعت های خیلی پایین هواپیما یا زمان نشستن هواپیما بر روی باند پرواز هوای آزاد توسط کمپرسور به داخل موتور کشیده میشود. مجرای ورود در آمریکا و تابعین inlet نامیده شده و در انگلستان از واژه ی intake برای مجرای ورود استفاده میشود که توضیح دقیق تری درباره ی کارکرد مجرای ورود در سرعت پایین میدهد.
    یک ورودی خوب هوا در سرعت های بالا اجازه ی مانور با زاویه ی حمله ی بیشتر و یک ور شدن بدون منقطع کردن جریان به کمپرسور را میدهد. چون مجرای ورود در کل کارکرد هواپیما مهم بوده و تاثیر دارد معمولا توسط شرکتهای سازنده ی بدنه طراحی و تست میشود نه شرکتهای سازنده ی موتور. اما چون عملکرد مجرای ورود در بازده و اجرای موتور نقش موثری دارد، همه ی سازندگان موتور متخصصان آیرودینامیک مجرای ورود را نیز به کار میگیرند.
    دوستان عزیز منتظر نظرات شما هستم.

    مختصر درباره ی میکروجت

    اطلاعاتی مختصر درباره ی میکروجت
    بنا به درخواست یکی از دوستان که در مورد میکروجت سوال داشتند این پست را به پاسخ ایشان اختصاص دادم.در مورد محفظه ی احتراق و کمپرسور هم مطالب بیشتری خواهم نوشت البته به همراه تصاویر مستند و اطلاعات بیشتر. اگر قسمتی از مطالب را متوجه نمیشوید لطفا عین نوشته را بیان کنید تا منظورم را در آن جمله راحتتر بیان کنم و توضیح بیشتری برای شما بنویسم.


    به تمامي دوستاني كه تصميم به كار گرفته اند پيشنهاد ميكنم قبل از شروع کاری با من مشورت کنید. من در این زمینه تجربه ی کافی دارم. ابتدا توصیه های بسیار مهمی در زمینه ساخت و طراحی برای همه ی اشخاصی که قصد این کار را دارند میکنم که بیشتر از روی تجربه است. پس خوب بخوانید.

    • در اولین قدم از انجام طراحی و ساخت جت هدف خود را مشخص کنید.هدفتان از ساخت یک میکروجت چیست؟
    • آیا برای سرگرمی این کار را دنبال میکند یا به آن علاقه ی دارید و یا برای چیزهای دیگر؟
    • این کار نیازمند هزینه است پس آنرا به نسبت علاقه ی خود در نظر بگیرید.
    • برای طراحی حتما باید تجربه یا اطلاعات کافی در این زمینه داشته باشید.
    • تصمیم یا کارهای خود را از دوستانی که به آنها اعتماد ندارید پنهان نگه دارید.
    • سعی کنید با افرادی در این زمینه صحبت کنید که به شما انرژی و قوت میدهند نه افرادی که به تمسخر میپردازند( البته این نوع رفتار نشان دهنده ی عدم اعتماد به نفس و عدم شناخت کافی است که آنها دارند)
    • قبل از انجام هر کاری سعی کنید آنرا با یک فرد آگاه و با تجربه در میان بگذارید تا شما را راهنمایی کند.
    • هیچگاه برای طرح های غیر اصولی هزینه نکنید چون ریسک بالایی دارد.
    • ساخت و آزمایش یک میکروجت در حد خود خطرناک بوده، مخصوصا برای افراد ناآشنا با این اصول و حتی احتمال مرگ وجود دارد. پس هیچوقت چنین ریسکی نکنید.

    و حال پاسخ به سوال :
    قطعات مورد استفاده در میکروجت ها به کاربرد موتور بستگی دارد.مثلا ممکن است میکروجت برای مصارف هواپیمای مدل، بالگرد مدل، استفاده درمینی اتومبیل وغیره باشد که هر کدام طراحی متفاوتی دارد. تقریبا در همه ی میکرو جت ها از کمپرسور گریز از مرکز استفاده میشود چون همانطور که عرض کردم هم وزن کمی دارند و هم ارزان تر ساخته میشوند. بعد دارای دو مرحله دیفیوژر هستند که در آینده نحوه ی ساخت آن را توضیح خواهم داد و سپس محفظه ی احتراق که باز به کاربرد موتور بستگی دارد. در موتورهای مختص هواپیمای مدل از نوع حلقه ای و در موتورهایی که از شفت آنها استفاده میشود از نوع can استفاده میشود. در قسمت محفظه ی احتراق عکسی از محفظه ی احتراق یک میکروجت قرار داده ام. بعد هم که توربین ( یک واحد توربین ) قرار دارد و خود توربین با توجه به استفاده موتور، در موتوربه کار برده میشود که نیاز به توضیح فراوان دارد. چون در مورد توربینها تا به حال مطلبی ننوشتم کوتاه توضیح میدهم. در توربین های مورد استفاده بعد از محفظه ی احتراق can از توربین مرکز گرا استفاده میشود که نحوه ی کار آن تقریبا مشابه و معکوس کمپرسور گریز از مرکز است و بیشتر در موتورهایی که از شفت آنها استفاده میشود کاربرد دارد. نوع دیگر توربینی است که در آنها بیشتر بر تولید تراست (نیروی جت جلوبرنده ) توجه شده است و شبیه کمپرسور محوری است. توضیح بیشتر درباره ی توربینها را به مطالب بعدی اختصاص میدهم.


    در یک میکروجت قطعات خیلی زیادی وجود ندارد. به غیر از اطلاعاتی که تا کنون در سایت قرار دادم سیستم های دیگری نیز وجود دارند که بدون آنها هیچ موتوری کار نمیکند. مانند سیستم روغنکاری ، خنک کاری ، انتقال قدرت و جرقه وغیره که درباره ی همه ی آنها مطلب خواهم نوشت.

    مقالات PDF

    در این صفحه مطالب آموزشی و محاسباتی در قالب PDF در اختیار شما قرار میگیرد. در صورتی که پیشنهاد یا انتقادی داشته باشید میتوانید آنرا در قسمت نظرات در پایین مطرح کنید.
    توجه: اگر در دانلود مطالب مشکلی داشتید لطفا مطرح کنید.
    جهت دانلود کافی است بر روی لینک کلیک راست کرده و گزینه ی Save Target As را انتخاب کنید.
    برای راحتی کار بهتر است از یک نرم افزار مانند Download Accelerator استفاده کنید.


    محاسبات اوليه
    توضیح : این مقاله یک نوشته ی درسی و آموزشی در مورد محاسبات و بررسی اولیه ی کلیه ی قسمت های اصلی موتورهای توربین گاز است و در آن مفاهیم اولیه و پایه تعریف شده و ترمودینامیک و عملکرد کلیه قسمت ها بررسی شده است.
    فایل ویژه ی دانلود :
    Beginner Computation 1
    حجم : 658 kb

    طراحی پیکربندی موشک ها

    توضیح: این فایل حاوی مطالب کتاب طراحی پیکربندی موشک هاست که شامل طراحی آیرودینامیکی و طراحی سیستم های کنترل انواع موشکهاست.
    فایل ویژه ی دانلود :
    طراحی پیکربندی موشک ها
    حجم : ۸۱۲ kb


    اصول طراحی کلی راکتهای بالستیکی (جزوه)

    توضیح : این جزوه شامل مطالب تئوری حرکت اکتیو، ساختمان راکتهای بالستیکی، ساختمان و کار موتور راکتها، سیستم هدایت راکت و سکوی پرتاب میباشد.

    فایل ویژه ی دانلود
    حجم :۶.۵ mb


    جدایش مراحل در موشکهای چند مرحله ای
    نویسنده : سجاد قاسملو
    دانشجوی کارشناسی ارشد آیرودینامیک، دانشگاه صنعتی امیرکبیر
    فایل ویژه ی دانلود
    حجم :1.2 mb


    آیرودینامیک موشک

    این مقاله شامل مبانی تئوریک حرکت موشک و نیروها و گشتاورهای وارده بر موشک به هنگام پرواز است.
    فایل ویژه ی دانلود
    حجم : 8.7 mb
    ترکیب موتور انفجار ضربه ای با موتور توربوفندر هواپیماها برای افزایش نیروی پیشران
    بدون شرح
    حجم : ۲۱۰ kb

    صفحه ی درخواستی هنوز تکمیل نشده است . لطفاً بعدا مراجعه نمایید.

    نازل موتورهای جت


    همان طوری که میدانید بیشتر هواپیماهای مدرن مسافربری و جنگنده از موتورهای توربین گازی که جت نامیده میشوند به عنوان پیشران استفاده میکنند و بین این موتورهای توربین گازی تفاوت های زیادی وجود دارد ولی همه ی آنها قسمت های مشترکی دارند که تا کنون چند واحد اصلی آنها را در مطالب قبلی معرفی کردم . همه ی موتورهای توبین گازی یا همان جت یک نازل یا شیپوره دارند که با هدایت گازهای اگزوز به عقب، به جریان آزاد، تراست تولید میکنند. مکان قرار گرفتن نازل در موتورهای جت بعد از توربین قدرت و چنانچه موتور دارای پس سوز باشد بعد از آن قرار میگیرد و در حالت کلی در انتهای موتور جایی که گازهای اگزوز به هوا برخورد میکنند قرار دارد.


    نازل یک دستگاه بسیار ساده است، تنها لوله ای است که شکل مخصوصی داده شده است و گازهای گرم درون آن جریان دارند.به هر حال ریاضیات است که نظر و استدلال دقیقی درباره ی عملکرد و شکل نازل میدهد تا بازده و عملکرد خوبی داشته باشد.
    همانطوریکه در شکلهای زیر میبینید نازل ها دارای گوناگونی شکلی و اندازه میباشند که به کاربرد موتورها در هواپیماها بستگی دارند، مانند توربوجت و توبوپراپ. اغلب موتورها یک نازل ثابت همگرا (convergent) دارند که این مدل در سمت چپ شکل زیر دیده میشود و بیشتر با نام axisymmetric شناخته شده است. این نازل مانند آنهایی که در زیر توضیح داده شده فقط در جهت محور موتور تراست تولید میکند و به همین خاطر axisymmetric نامیده شده است. موتورهای توربوفن اغلب از نازل co-annular که در بالای شکل زیر سمت چپ دیده میشود استفاده میکنند. جریان درونی موتور و گازهای داغ از خروجی میانی و جریان هوای فن از خروجی حلقه مانند خارج میشود. مخلوط این دو جریان باعث افزایش تراست میشود و همچنین باعث کم صدایی و تولید صدای کمتری نسبت به نازل همگرا میشود.


    توربوجت های پس سوز دار و توربوفن ها به شکلی از نازل همگرا-واگرا (CD) که تغییر پذیر باشد احتیاج دارند. نازل CD یا (convergent-divergent) در سمت چپ شکل نشان داده شده است.در این نازل جریان هوا ابتدا در باریکترین ناحیه که گلوگاه نامیده میشود به مرکز همگرا شده سپس در قسمت واگرا انبساط یافته و خارج میشود. شکل تغییر پذیر نازل باعث میشود که این نازل ها رفتار بیشتری نسبت به شکل ساده و ثابت نازل داشته باشند. اما شکل تغییر پذیر نازل زمانی کارآمد خواهد شد که در موتوری با جریان هوای عریض تر از موتوری با یک نازل ثابت معمولی استفاده شود. همچنین موتورهای راکتی از نازل برای سرعت دادن به گازهای خروجی و تولید تراست استفاده میکنند. موتورهای راکتی معمولا  یک نازل ثابت CD دارند که قسمت واگرای آن بزرگتر از نوعی است که در موتورهای جت استفاده میشود. در مطالب آینده  درباره ی موتورهای راکتی مطالب بیشتری در اختیارتان قرار خواهم داد.
    همه ی نازل هایی که ما در باره ی آنها صحبت و بحث میکنید و دانشجویان رشته ی هواوفضا و سایر دانشجویانی که در این مورد واحد درسی میگذرانند و با آنها آشنا هستند، همه یک لوله ی گرد و یکپارچه هستند. اما اخیرا مهندسین نازلی را طراحی و آزمایش کردند که خروجی مستطیلی دارد. این خروجی اجازه میدهد که جریان اگزوز راحتتر منحرف شود یا به بیانی کنترل شود که در شکل بالا سمت چپ دیده میشود. تغییر مسیر تراست با نازل، هواپیما را مانوری تر میکند.این نازل ها که به نازلهای دو بعدی یا 2Dمعروفند علاوه بر تولید تراست در جهت محور موتور قادر به تغییر جهت تراست و قادر به تولید نیرویی در جهتی دیگر میباشند که به قسمت دم هواپیما (یا به جایی که نازل در آنجاست) وارد میشود. این نوع نازل که در شکل زیر نشان داده شده است قادر به تغییر جهت تراست به بالا و پایین میباشد. با تغییر جهت تراست به سمت بالا قسمت دم هواپیما به سمت پایین منحرف شده و در سرعت های مختلف اجازه ی تغییر جهت فوری در بعد vertical یا عموری را میدهد و تغییر جهت تراست به سمت پایین برعکس نوشته بالا عمل میکند. به علاوه دو نازل دوبعدی در یک هواپیما قادر به چرخش هواپیما (یکی از نازلها رو به بالا و دیگری رو به پایین) نسبت به محور طولی هواپیما میباشند.


    بواسطه ی اینکه نازل گازهای داغ اگزوز را به هوای آزاد هدایت میکند ممکن است اثر متقابل سختی بین جریان اگزوز موتور و جریان هوای اطراف هواپیما وجود آید. بخصوص در هواپیماهای جنگنده در کنار خروجی نازل نیری کشنده یا Drag بزرگی روی میدهد. نوعی نازل در تصویر اول قسمت بالای تصویر سمت راست نشان داده شده است که متعلق به یک F-15 با نازل آزمایشی مانوری میباشد. این نازل سه بعدی است و قادر است در تمامی جهت ها بچرخد.به هر حال فقط تعدادی معدودی از هواپیماهایی که ساخته شدند از نازل های دو بعدی یا سه بعدی استفاده میکنند. شاید معروفترین اینها هواپیمای F-22 Raptor  آمریکایی و هواپیمای Su-37 روسی باشد که هر دو از نازل دوبعدی بخاطر افزایش قدرت مانوری استفاده میکنند. همانند طراحی ورودی موتورها، شکل و پیکربندی نازل خارجی اغلب متناسب با بدنه ی هواپیما طراحی میشود.

    محفظه ی احتراق

    محفظه ی احتراق

    اما اینکه محفظه ی احتراق موتور های جت چطور کار میکند و چه تفاوتی با محفظه ی احتراق موتور های پیستونی دارد؟


    برای پاسخ دادن به این سوال لازم است ابتدا فرایند احتراق(اکسایش) را مورد بررسی قرار دهیم و درک کنیم. احتراق هوا با سوخت در فشار معمولی اتمسفر انرژی کافی (جنبشی) برای انجام کار را فراهم نمیکند. در واقع انرژی متناسب با چگالی و فشار هوا پخش (تولید) میشود. بنابراین برای افزایش بازده احتراق به هوایی نیاز است که فشار زیادی دارد. در موتور جت این هوا را کمپرسور تهیه میکند. مطلب قبلی درباره ی کمپرسور بود که آنرا به طور کوتاه مورد بررسی قرار دادیم.
    هوا پس از فشرده شدن و مخلوط شدن با سوخت به نسبت سوخت و مقدار فشردگی هوا احتراق حاصل میکند. مثلا اگر در موتور های پیستونی مقدار فشردگی هوا را از مقدار معمولی آن( 16- 18 Atm) افزایش دهیم قدرت موتور افزایش میابد. البته مقدار فشردگی هوا در موتور های پیستونی کاملا اصولی و دقیق تعیین شده و چنانچه بخواهیم این مقدار را افزایش دهیم باید از قطعات و شرایط خاصی استفاده کنیم و در حالت کلی نمیتوان در موتور های معمولی این کار را کرد چون با موانعی از قبیل افزایش دادن تعداد رینگ های کمپرسی و افزایش مقاومت قطعات تمام متحرک مانند میل لنگ و شاتون و ... روبرو میشود .
    برای بهتر درک کردن اهمیت فشرده شدن هوا میتوان مثال واضح دیگری زد . اگر شما در موتور های پیستونی مرحله ی ترکم که مربوط به فشردگی هوا میباشد؛ حذف کنید دیگر موتور کار نخواهد کرد در موتور های جت نیز به این صورت است. در حالت کلی اگر در هوا خاصیت فشردگی وجود نداشت هیچ موتور اکسایشی وجود نداشت.
    در موتور های پیستونی احتراق بطور کامل صورت نمیگیرد و مقداری کربن و رسوبات دیگر بر جای میگذارد. در موتور جت تقریبا سوخت به طور کامل با اکسیژن با بازدهی نزدیک به ۱۰۰٪ ترکیب میشود (هیچوقت احتراق کامل صورت نمیگیرد مگر آنکه مقدار هوای لازم بیشتر( اکسیژن خالص) و سوخت خالص باشد که در مورد سوخت های فصیلی صادق نمیباشد).
    در موتور های پیستونی سوخت با هوا مخلوط شده سپس این مخلوط به داخل محفظه ی احتراق میرود ( به غیر از موتورهای دیزلی ) و تولید انفجار میکند. بهترین نسبت هوا به سوخت در این موتورها 15:1 و 14:1 است و مقدار گرمای تولیدی حدود 1500 میباشد.
    اما در موتورهای توربینی این مقدار افزایش میابد ولی هیچ دستگاه یا وسیله ای برای تنظیم دقیق این مقدار وجود ندارد و فقط با سنسور های مخصوصی مقدار اکسیژن موجود در هوا محاسبه و به نسبت آن سوخت افزایش یا کاهش میابد.
    در موتورهای توربینی هوا در داخل محفظه ی احتراق با سوخت مخلوط میشود. در صورت اینکه سوخت مایع باشد به صورت پودر در داخل محفظه ی احتراق پاشیده و به خوبی با هوا مخلوط میشود. تفاوت اساسی آن با سایر موتورها این است که در آن احتراق مداوم و پایدار است به این معنی که احتراق متوقف نمیگردد. اما بطور کاربردی هیچ ماده ای برای استفاده در جنس محفظه ی احتراق و توربین وجود ندارد که بطور مداوم حرارت بالای 1500را بدون تغییر حالت (فیزیکی و شیمیایی) تحمل کند. این مشکل بطریقی با شکافتن هوای کمپرسور به دو شاخه حل شده است. شاخه اول برای سوزاندن سوخت در نسبت استوکیومتری و شاخه یا انشعاب دوم با حرارت حاصل از شاخه ی اول مخلوط میشود.(حرارت ایجاد شده شامل حرارت محفظه ی احتراق، توربینها، نازلها یا به اصطلاح استاتورها ، نازل خروجی و کلیه قسمت هایی که حرارت دارند میشود). نتیجه اینکه احتراق سوخت کامل میشود و کل جرم هوای کمپرس شده ی گرم بطور مزدوج و یکنواخت به دمای عملیاتی توربینها اختصاص داده می شود.

    نوع محفظه ی احتراق هایی که امروزه استفاده میشود بر سه شکل است : نوع can ، نوع annular یا حلقوی و نوع can-annular .


    can : در نوع can محفظه ی احتراق از یک یا تعدادی لوله یا قوطی تشکیل شده و در تمام قسمت های داخلی آن احتراق وجود دارد. یعنی در داخل آن هیچ جسمی وجود ندارد. البته به چند صورت میتوان از این نوع محفظه ی احتراق استفاده کرد که متداول ترین آن در موتورهای جت استفاده از تعدادی لوله در کنار هم است که خروجی آنها بطور استوانه ای، کل پره های توربین را پوشش میدهد و متداول ترین آن در موتورهای توربینی کوچک استفاده از تنها یک لوله است که بصورت شعاعی توربین را پوشش میدهد. این نوع استفاده باعث شده که بر اثر احتراق بهتر، موتورها کارایی و عملکرد بالایی داشته باشند. امروزه به غیر از موتورهای جت هواپیماهای پیشرفته این نوع محفظه ی احتراق تقریبا در تمام موتورهای توربینی مخصوصا مدل های دست ساز قابل استفاده میباشد و استفاده هم میشود. در شکل زیر این نوع محفظه ی احتراق و احتراق آن نشان داده شده است.


    Annular : این نوع محفظه ی احتراق در حالت کلی از دو جداره شامل داخلی و خارجی تشکیل شده است . به شکل زیر که محفظه ی احتراق annular میباشد دقت کنید.


    این محفظه ی احتراق از دو لوله مانند تشکیل شده که یکی در داخل دیگری است و از یک طرف به یکدیگر متصل شده اند و از آن طرف دیگر به توربین میرسند . در این نوع تعداد سوخت های ورودی زیاد است و بسته به نوع استفاده از موتور تعداد آنها کم یا زیاد است . حداقل تعداد سوخت های ورودی برای یک موتور جت مدل که از این نوع محفظه ی احتراق استفاده میکند میتواند یک عدد هم ، باشد. همان طور که میبینید احتراق در این نوع محفظه ی احتراق در فاصله ی بین لوله مانند داخلی و خارجی صورت میگیرد . از این نوع محفظه ی احتراق میتوان در تمام موتورهای توربینی و جت استفاده کرد و امروزه در موتورهای جت بیشتر هواپیما از این نوع استفاده میشود. البته ذکر کنم که هواپیماهایی وجود دارند که نوع محفظه ی احتراق آنها متفاوت از این نوع باشد مانند هواپیماهای نسبتا قدیمی، هواپیماهای ملخ دار و شخصی یک یا دو نفره و ... . در پست های بعدی توضیحات بیشتری در مورد این نوع خواهم داد .


    can-annular : این مدل ترکیبی دو نوع بالاست که در آن محفظه ی احتراق can به همراه پوشش محفظه ی احتراق annular در کنار یکدیگر قرار میگیرند. دقت کنید که تفاوت این نوع محفظه ی احتراق با نوع can در این است که محفظه ی پوشش دهنده ی هوا در نوع ترکیبی برای همه ی لوله ها یکپارچه و یکی است ولی در نوع can برای هر لوله یک محفظه ی پوشش دهنده وجود دارد.
    البته شکل دیگری از محفظه ی احتراق نوع annular هم وجود دارد که بیشتر در موتورهای توربوشفت استفاده دارد و جزو آن محسوب میشود . در این گونه، مسیر جریان احتراق در قسمت انتهایی محفظه ی احتراق annular یک پیچ دیگر به سمت داخل می خورد و بعد با توربین برخورد میکند.طبق شکل:


    هوا از قسمت جلویی محفظه ی نگه دارنده بواسطه ی منتشر کردن و بالا بردن پیوسته جریان تزریق سوخت وارد میشود. در حین احتراق این عمل اجازه ی سریع مخلوط شدن و جلوگیری از قطع شدن احتراق را میدهد که باعث ادامه احتراق شعله میشود.

    معمولا دریک موتور دو شمع وجود دارد. البته در نوع can چون محفظه ی احتراق یکپارچه است و از یک لوله به لوله ی دیگر آن مسیر راستی وجود ندارد باید برای هر لوله یک شمع استفاده شود. و اینکه هرچه موتور بزرگتر باشد به شمع بیشتری احتیاج دارد. شمع معمولا در جریان مقابل یک تزریق کننده قرار دارد.
    در حقیقت حدود 25 درصد هوا در واکنش احتراق شرکت میکند که حرارت گازهای حاصل از احتراق 3500 درجه فارنهایت میباشد . قبل از برخورد این گاز به توربین باید حرارت آن تقریبا به نصف این مقدار برسد. این کار همان طور که گفته شد با رقیق کردن این گازها با گازهای ثانویه که در بالا گفته شد صورت میگیرد.
    در مورد محفظه ی احتراق مطالب زیادی وجود دارد که نمیتوان آنرا در یک پست گنجانید. اگر در هر موردی سوال یا نظری دارید در بخش نظرات بیان کنید. نظرات شما بی تاثیر و سوالاتتان بی پاسخ نخواهد بود .

    کمپرسور موتورهای جت

    در قسمت پیش گفتم که کمپرسور واحدی در موتور جت است که هوا را فشرده میکند و آنرا به محفظه ی احتراق میفرستد.اکنون قسمت کمپرسور را به طور کامل شرح میدهم.
    در حالت کلی سه نوع کمپرسور در موتورهای جت استفاده میشود :
    1. کمپرسور گریز از مرکز(Centrifugal)
    2. کمپرسور محوری(Axial)
    3. کمپرسور ترکیبی محوری-گریز از مرکز


    کمپرسور گریز از مرکز
    در این نوع  کمپرسور هوا از مقابل مکیده  شده  و به شعاع  بزرگتری  درجهت عمود بر شفت(محور اصلی) رانده میشود.یک کمپرسور گریز از مرکز در شکل زیر نشان داده شده است.
    این کمپرسور بصورت یک مرحله ای و دومرحله ای در موتورها استفاده میشود ودر موتور های استاندارد بعد از این کمپرسور یک قسمت قرار میگیرد که دیفیوژر نام دارد و وظیفه ی آن  کاستن سرعت هوا و در بعضی منظم کردن حرکت هوا میباشد.معمولا در تمام کمپرسور هایی که دارای دیفیوژر میباشند دو دیفیوژر قرار میگیرد که یکی در جهت گریز از مرکز و بعدی در جهت افقی قرار میگیرد.چنانچه دارای  یک دیفیوژر باشد آن دیفیوژرL شکل خواهد بود(دید از نمای بغل) و طوری روی موتور قرار میگیرد که نیمساز زاویه داخلی آن با شفت زاویه ی ˚45 بسازد.مزایای استفاده از این کمپرسور وزن سبک ؛سادگی وقیمت کم میباشد.

    طریقه ی اتصال این نوع کمپرسور در شکل زیر به وضوح مشاهده میشود.البته نوع اتصال دیگری نیز وجود دارد بطوریکه دو کمپرسور از سمت پشت (قسمت بدون پره) به یکدیگر متصل هستند و پرهای آندو مخالف یکدیگر است.

     

    کمپرسور محوری
    این نوع کمپرسور از آن جهت که هوا را در جهت محوری فشرده میکند کمپرسور محوری نامیده میشود.کمپرسور محوری در موتورهایی با ؛یک شفت ؛ دو شفت و سه شفت بکار میرود.این بدان معناست که توربین های این نوع کمپرسور ممکن است حرکت جداگانه از یکدیگر داشته باشند و توربینهایی که این کمپرسورها را به حرکت درمی آورند هم از یکدیگر جدا هستند ولی در جهت مخالف یکدیگر گردش نمیکنند(تا جایی که من اطلاع دارم) و دلیلی هم برای گردش مخالف وجود ندارد. در موتورهای چند شفته (1,2,3) درونی ترین شفت مربوط  به کمپرسور فشار ضعیف  بوده و به همین ترتیب شفت میانی  یا  بیرونی (در موتور دو شفته) دارای کمپرس  فشار متوسط (در موتور سه شفته) ودارای کمپرس فشار قوی (در موتور دو شفته) میباشد.بیرونی ترین  شفت هم در موتور سه شفته دارای قویترین فشار میباشد.




    معمولا در اکثراین کمپرسورها برای هر چرخ توربین یک کنترل کننده(یا هدایت کننده) هوا که مانند یک چرخ توربین است قرار میدهند و معمولا هم این هدایت کننده ها متحرک میباشد.در این مورد بعدا توضیحاتی به همراه عکس  در صفحه قرار میدهم.
     مطلب دیگری که در مورد کمپرسور محوری است این است که در این نوع کمپرسور تعداد مراحل توربین زیادی قرار میدهند(نسبت به قدرت) و در صورتی که دارای هدایت کننده ی هوا نباشد با پیش رفتن به مرکز موتور از زاویه ورودی و خروجی نسبت به محور توربین کاسته میشود.از مزایای این کمپرسور قدرت بسیار بالایی است که این کمپرسور دارا میباشد ودر تمام موتورهای جت پر قدرت استفاده میشود.از معایب این کمپرسور میتوان به سنگینی و حساسیت زیاد به عوامل مخرب بیرونی و قیمت بالا برای ساختن آن اشاره کرد.البته از این نوع کمپرسور در موتورهای توربینی کوچک استفاده نمیشود.

    کمپرسور ترکیبی(Axial-Centrifugal)

    کمپرسور گریز از مرکز در موتورهای جت قدیمی استفاده میشد.بازده کمپرسور گریز از مرکز یک مرحله ای نسبتا کم است اما کمپرسور گریز از مرکز چند مرحله ای بهتر از یک مرحله ای آن است. ولی با کمپرسور محوری برابری نمیکند.بعضی از موتورهای پیشرفته ی توربوپراپ و توربوشفت نتیجه ی مطلوبی از کاربرد ترکیبی این دو نوع  کمپرسور کسب کردند مانند PT6 Pratt و Whitney ازکانادا که امروزه خیلی محبوب بازار است.در زیر موتور PT6 Pratt به شکل برش خورده نشان داده شده است.


    در اینجا قسمت کمپرسور را به پایان میرسانم و در مطلب بعدی در باره ی محفظه ی احتراق توضیح خواهم نوشت.در صورت داشتن هر گونه سوال در مورد کمپرسور و سایر قسمت های موتورهای توربینی وجت من در خدمت شما هستم .

    مختصری درباره ی جت

    موتور جت با بیانی ساده

    همان طور که در قسمت تاریخچه ذکر کردم موتورهای جت دارای قطعات گردان زیرشاخه ی موتورهای توربینی محسوب میشوند و از مکانیزم آن بهره میبرند.

    ابتدا رفع ابهام کنم از دلیل اینکه, به موتورهای توربینی ,موتور توربین گازی گفته میشود فقط و فقط بخاطر این است که این نوع موتورها از انبساط گازها نیرو میگیرند نه به دلیل اینکه بعضی از آنها از سوخت گاز استفاده میکنند. همان طور که متوجه شدید این موتورها از نیروی افزایش حجم گازها استفاده میکنند. با یک توضیح خیلی ساده به کارکرد این موتورها میپردازیم :
    در موتورهای توربینی یک قسمت وجود دارد که به هوا شتاب داده و سپس سرعت آنرا کاهش میدهد و با اینکار فشار و دمای گاز را افزایش میدهد. این هوا تا چهار بار ( بسته به قدرت فشرده کننده ) فشرده تر شده و به محفظه احتراق وارد میشود. محفظه احتراق دارای گونه های مختلفی است (حلقوی ؛ لوله ای ؛ ...)؛ سپس سوخت به داخل محفظه احتراق تزریق می شود و به صورت مداوم مشتعل می ماند یعنی در واقع این موتورها دارای احتراق مداوم می باشند. پس از مشتعل شدن سوخت با هوا فراورده ها افزایش حجم پیدا کرده و گاز های خروجی با سرعتی خیلی بیشتر از حالت ورودی آنها محفظه احتراق را ترک می کنند ودر همین جاست که تعدادی توربین قدرت قرار دارد و با جذب انرژی جنبشی آنها به حرکت در آمده و نیروی لازم برای قسمت فشرده کننده (کمپرسور) را فراهم میکند .

    تاریخچه ی جت

    اولین موتور جت توسط دو شخص بطور همزمان ساخته شد. آقای فرانک ویتل از بریتانیای کبیر(انگلستان)وآقای هانس وان اوهین از آلمان که درسال م.1930 بطور مستقل از یکدیگر اولین موتور جت را بطور همزمان ساختند.ویتل تفکرات اولیه اش از 22 سال سابقه کاری در نیروی هوایی رویال سرچشمه گرفت.  بخاطر نوآوریش درسال 1932 وهمچنین چاپ نوآوریش یک پاداش به او اعطا شد اما او انتظار توجه کمی داشت. ویتل در سال 1936 برای کار در کمپانی تحقیقی جت های قدرتمند فرا خوانده شدواقدام به توسعه کارهای مدلی موتور خود برای استفاده ی نظامی  کرد. بعد از حل و فصل کردن بسیاری از مشکلات فنی سرانجام  برگه ی پشتیبانی را در سال 1939 از دولت انگلیس دریافت کرد.

    در این میان مهندس آلمانی هانس وان اوهین مطالعات مستقل خود را در مورد پیشران جت در 1930 زمانی که دوره ی دکتری خودش را میگذارند,شروع کرد.در سال 1937بتفصیل برای طراحی و ساخت یک موتور قوی و یک بدنه مناسب تلاش کرد و موتور او اولین موتور جتی بود که بعد از ساختن هواپیمای هینکل هی 178 که ساخته ی خودش بود در 27 آگوست 1939 به پرواز درآمد.

    درانگلیس, وزارت هوا از آزمایش ویتل که موتورخود را بر روی هواپیمایی که توسط گلاستر ساخته شده بود سوار کرده بود خیلی تحت تاثیرقرارگرفته بود.

    هر چند سالهای زیادی طول کشید تا هردو کشور ارزش موتورهای جت راتشخیص دهند اماهر دو آنها درخواستی راجهت جت های قدرتمند جنگنده  داشتند و نتیجه این که هر دوی آنها در جنگ جهانی دوم  از این هواپیماها استفاده ی نظامی بردند.

    زمانی که موتور ویتل طراحی و ساخته شده بود شرکت جنرال الکتریک هم در ایالات متحده پیشرفت هایی حاصل کرده بود و ازموتور جدیدی  در Bell P-59 Airacomet استفاده کرده بود.دیگر جت هایی که در جنگ جهانی دوم(W.W.2) توسعه یافتند شامل  Heinkel He 162 و He 280 که به خوبیLockheed P-80 Shooting Star بودند اشاره کرد.آلمان هم طرح هایی تدارک دید و حتی اجازه ی ساخت یک جت کامل خود(Me 262 ) را در ژاپن در جریان جنگ داد.

    طرح ها و نقشه ها

    صفحه ی درخواستی هنوز تکمیل نشده است . لطفاً بعدا مراجعه نمایید.

    همکاری و ارتباط

    با سـلام به همه ی دوستداران، فعالان، استـادان، دانشجویان و محققـان علم هـوا و فضـا؛ مقدمتان را به این سایت گرامی می دارم. بدین وسیله از کلیه کسانی که در این زمینه فعالیت دارند و یا به کسب اطلاعات مشغولند دعوت میکنم تا این حقیر را در گسترش این علوم یاری نموده و با مطالب و اطلاعات خود این سایت را ارزشمند تر کنید. بنابراین هر کسی که در این زمینه اطلاعات داشته و مایل به همکاری در زمینه ی ثبت مطلب در سایت باشد میتواند با مکاتبه پست الکترونیکی یا ارسال نظر خصوصی آنرا به اینجانب اعلام نماید.

     

    • اگر شما خود سایت یا وبلاگی در زمینه ی هوا و فضا دارید میتواید لینک آنرا در بخش نظرات قرار داده یا آنرا ایمیل کنید. این سایت حاضر به تبادل لینک با تمام سایت ها و وبلاگ های هم رسته و واجد شرایط می باشد. لینک دادن تنها در صورتی است که محتوای سایت یا وبلاگ شما ماحصل زحمات خودتان بوده و از نظر بار علمی نیز غنی باشد. 
    • دوستان عزیز، این سایت مربوط به فعالیتها و مطالب هوا و فضا است. شما میتوانید هرسوالی در زمینه ی هوا و فضا، موتورهای جت، موتورهای راکتی، حتی موتورهای پیستونی و کلیه مباحث مربوط به پیشرانها را در بخش نظرات بیان کنید یا آنرا به ایمیل مدیر سایت بفرستید. به هر سوالی در این زمینه پاسخ داده خواهد شد. پس سوالهای خود را دقیق و واضح بیان کنید. اگر به این مطالب علاقمندید مطالب سایت را دنبال کنید؛ این سایت حداقل هر یک ماه یک بار به روز می شود و مطالب جدیدی ارائه می نماید. دلیل تاخیر در آپدیت سایت به علت کمبود وقت برای تهیه مطالب، مشغله کاری و پیگیری پروژه های مربوطه است. 
    •  مطالـب این سایـت از هیچ منبـع فارسـی برداشته یا کپـی نمی شـوند و این سایـت اولین ناشـر فارسـی این مطالـب در اینترنـت است.
    •  مسلما نظرات شما در تکمیل و رفع اشکالات موجود سایت، سهم عمده ای خواهد داشت. 

    با سپـاس از بازدید شما

    فــرزاد رنجبـــر

     صفحه ی در خواستی هنوز تکمیل نشده است.لطفا بعدا مراجعه کنید.

    پاسخ به سوالات

    آرشیو پاسخ به سوالات
    بازدید کنندگان محترم، این صفحه جهت سهولت در دسترسی به پاسخ به سوالات تهیه شده و هر کدام بصورت موضوعی و بر اساس تاریخ لیست شده و شما میتوانید بدون پراکندگی مطالب را به دلخواه مطالعه و مورد بازدید قرار دهید.
    برای درج سوال یا نظر خود لطفا به صفحه اصلی سایت رجوع کنید.



    قطعات مورد استفاده در یک میکروجت
    معرفی روتور و استاتور و نحوه ی انتخاب یک کمپرسور برای موتور جت دست ساز
    رفع ابهام در مورد محفظه ی احتراق و نصب روتورها
    مسائلی در مورد هواپیمای مدل